السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
525
تفسير الميزان ( فارسي )
ولى بعضى گفتهاند : مراد از اغناء ، استجابت دعاى آن حضرت است . * ( « فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ » ) * راغب مىگويد : كلمه « قهر » به معناى غلبه كردن بر كسى است ، اما نه تنها غلبه كردن ، بلكه غلبه توأم با خوار كردن او ، و قهر به يك يك اين دو معنا هم گفته مىشود « 1 » . * ( « وَأَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ » ) * كلمه « نهر » كه مصدر فعل نهى « لا تنهر » است ، به معناى زجر و رنجاندن با غلظت و خشونت است . * ( « وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ » ) * كلمه « تحديث » كه مصدر فعل امر « حدث » است ، وقتى در نعمت به كار رود تحديث نعمت به معناى ذكر و ياد آورى و نشاندادن آن است ، حال يا به زبان و يا به عمل ، و اين عمل شكر نعمت است ، و اوامر و نواهى اين چند آيه يعنى خوار نكردن يتيم ، و نرنجاندن فقير ، و نشاندادن نعمت ، دستور به همه مردم است ، هر چند كه خطاب متوجه به شخص رسول خدا ( ص ) شده . و اين آيات سه گانه به خاطر اينكه حرف « فاء » در ابتداى آيه اولى در آمده نتيجه گيرى از آيه قبل است كه عنايات الهى نسبت به رسول خدا ( ص ) را مىشمرد ، گويا فرموده : تو طعم ذلتى را كه يتيم مىچشد چشيده اى ، و ذلت و شكسته شدن دل او را احساس كرده اى ، پس هيچ يتيمى را خوار مشمار ، و مال او را هم خوار مدار و در آن تجاوز مكن ، و نيز تو تلخى گمراهى و احتياج به هدايت را ، و تلخى فقر و تهى دستى را درك كرده اى ، پس هيچ سائلى را كه از تو مىخواهد حاجتش را بر آورى از خود مران ، حاجتش اگر هدايت است و اگر معاش است برآور ، و تو طعم انعام خدا را بعد از فقر و تهىدستى چشيده اى ، و ارزش جود و كرم و رحمت خدا را مىدانى ، پس نعمت او را سپاس گوى ، و همه جا نعمتش را يادآور شو ، و از مردم پنهانش مدار . بحث روايتى در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَالضُّحى » ) * امام فرموده : ضحى به معناى بلند شدن نور
--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « قهر » .